مادرم . . .
نویسنده: مجتبی(چهارشنبه 3/1/90 ساعت 3:24 صبح)
صبح بی تو، رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بی تو حتی مهربانی، حالتی از کینه دارد
بی تو می گویند تعطیل است کار عشق بازی
عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد؟
جغد، بر ویرانه می خواند به انکار تو، اما
خاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد
خواستم از رنجش دوری بگویم، یادم آمد
عشق با آزار، خویشاوندی دیرینه دارد
در هوای عاشقان پر می کشد با بی قراری
آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد
ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید
آن که در دست اش کلید شهر پر آیینه دارد
کلمات کلیدی :
عشق = مادر
نویسنده: مجتبی(شنبه 28/12/89 ساعت 12:39 صبح)
مادرم . . .
و این واژه در میان پرونده های خاکخورده ذهنم خطور کرد و نمایان شد
ناگاه در پی معنای آن شدم
و سکوت . . .
به یاد پاییز که می افتم صدای خش خش برگها ، نسیمی روح نواز و باران سیل آسا زوال خیالم را فرا میگیرد
و زمستان که بندبندم و تار و پودم را دگرگون میکند
چه سان و کجا به دنبال نام شیوایت گردم
کجا معنای عشق را جستجو کنم
تو را شکر ای عشق
تو را شکر ای مادر
ای عشق جاودان . . .
کلمات کلیدی :
و باز هم اسطوره موسیقی سلطان سیاوش قمیشی " یادگاری "
تبریک عرض میکنم دوستان
کلمات کلیدی :
مادر
نویسنده: مجتبی(شنبه 28/12/89 ساعت 12:26 صبح)
چندتا عکس یادگاری با یه بغض و چندتا نامه
چندتا آهنگ قدیمی که همه دلخوشیامه
آینه ای که روبرومه غرق تو بهت یه تصویر
بارونای پشت شیشه من و تنهایی و تقدیر
دست من نیست نفسم از عطر تو کلافه میشه
لحظه ای که حسی از تو به دلم اضافه میشه
باورم نمیشه اما این تویی که داره میره
خیره میمونم به چشمات حتی گریم نمیگیره
چشای مونده به راهو شب تنهایی ماهو یه دل بی سرپناه و منو خونه
ساعتای غرق خواب و این من بی تو خرابو یادت هرگز نمیمونه
کلمات کلیدی :
نقاب
نویسنده: مجتبی(جمعه 13/12/89 ساعت 5:29 عصر)
در تکاپوی انسانهایی که نقاب بر چهره دارند خوب و بدهایی یافتیم
که بدها را دستخوش وسوسه های پلید شیطان دیدیم
تصور بر آن رفت که در نسل آفتاب با طلوع خورشید عشق و معرفت راهی به سوی رهایی پیدا شود
که این مهم بی خواست تو میسر نخواهد بود
ای تنهاترین ذات . . .
کلمات کلیدی :
لیست کل یادداشت های این وبلاگ